ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

124

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

عددى دسته‌دسته كرد و اجزاى مؤتلفه را بر آن قرار داد ، از اين راه بعلم تصوير تصويرات رسيد و صنعت ديباج و صنعت هرچه كه با آن ائتلاف دارد ، بوجود آورد و در آن باب كتابى نوشت . افلاطون در فلسفه بيان شگفتى دارد . او از فلاسفه است كه براى مردم دورهء خود قوانين و حدودى وضع كرد و كتابى بنام « كتاب سياست » و « كتاب نواميس » دارد . افلاطون در دورهء داريوش « 1 » پدر دارا كه اسكندر او را كشت و بعد از ابقراط در دورهء پدر اسكندر فيليپ « 2 » مىزيسته است . در آن روزگار ايرانيان مالك روم و يونان بودند . « مبشر بن فاتك در كتاب « مختار الحكم و محاسن الكلم » خود مىنويسد : معناى افلاطون در زبان يونانيان به معناى عام و وسيع است . نام پدر او ارسطن « 3 » بود پدر و مادر او از اشراف يونان و فرزندان اسقلبيوس بودند و مادرش « 4 » بخصوص از نسل سولون « 5 » مقنن معروف يونانى مىباشد . افلاطون در اوائل كار ، بفكر آموختن شعر و لغت بود و در آن علم بدرجاتى رسيد ، تا آنكه روزى بمحضر سقراط رفت . سقراط بشعر و صنعت شاعرى بد مىگفت . افلاطون از بيانات او خوشش آمده و مجذوب او شد . در همان جلسه از شعر و شاعرى دست برداشت و دنبال سقراط را گرفت . پنج سال شاگردى او را نمود و پس از آنكه سقراط وفات كرد ، به او گفتند قومى از پيروان فيثاغورس در مصر مىباشند ، لذا افلاطون به آنجا نزد آنها رفت تا از آنها كسب علم نمايد وى طبعا مايل بفلسفه

--> ( 1 ) - داريوش دوم پادشاه ايران كه از 406 تا 424 قبل از ميلاد بوده و بكمك اسپارتها عليه يونان برخاست . ( 2 ) - پادشاه مقدونى و پدر اسكندر بود و در سال 382 قبل از ميلاد مىزيست . ( 3 ) - Ariston ( 4 ) - Perictyon ( 5 ) - Solon از حكماى هفتگانه و قانون‌گذار بزرگ يونان بود ( 588 - 640 ق . م . ) .